منو وبلاگ

| سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 13:50 | | رحمان |

| سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:14 | | رحمان |

| سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 10:46 | | رحمان |

 

آیت الله سیدمحمدهادی میلانی رحمةالله علیه به همراه مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی قدس سره صاحب تفسیر المیزان

 


| سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:55 | | رحمان |

| سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:43 | | رحمان |

| سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:40 | | رحمان |

 

 

 


| سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:18 | | رحمان |

 

آیت الله العظمی حاج سید ابوالقاسم خویی، از فقها و مراجع عالی تقلید شیعه در تاریخ نوین است.

 

هشتم صفر 1413 مصادف با (6 مرداد 1371) زعیم حوزه  علمیه  نجف  اشرف و یكی از مراجع بزرگ  تقلید جهان تشیع دار فانی را وداع گفت. جهان علم و دیانت در سوگ یكی از بزرگترین فقها، اصولیین و رجالیین معاصر نشست. شخصیتی كه در شصت سال اخیر بیشترین تأثیر علمی را بر حوزه های فقهی شیعه داشته است و صدها مجتهد و فقیه و مفتی از محضر او استفاده  كرده و با تصنیف و القای نزدیك به صد جلد كتاب استدلالی به حوزه های علمیه خدمت كرده است.

 

ابوالقاسم بن علی اكبر بن هاشم موسوی خویی در 15 رجب 1317(ق) در خوی متولد شد. بدنبال اختلاف علما در جریان نهضت مشروطیت پدر ایشان به نجف اشرف مهاجرت می كند و او دو سال بعد در سال 1330 به ایشان ملحق می شود. هر چند عراق آن روز نیز نه تنها از جریان مشروطیت و دسته بندیهای فقها در این مسئله خالی نیست، بلكه علاوه بر آن مبارزه علما علیه استعمار انگلیس در جریان است. در این نهضت مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی در سامرا و مرحوم شیخ الشریعه اصفهانی در نجف، نقش تعیین كننده ای دارند. ابوالقاسم جوان در چنین محیطی پس از اتمام مرحله سطح در سال 1338 در سن بیست سالگی پا به عرصه تحصیل خارج می گذارد. و از همان آغاز آثار ذكاوت و استعداد علمی او چشمگیر و مشخص است. او افزون بر 12 سال از محضر اساتید ذیل استفاده می كند:

 

1. شیخ فتح الله مشهور به شیخ الشریعه اصفهانی، شیخ مهدی مازندرانی شیخ ضیاالدین عراقی، شیخ محمد حسین اصفهانی (كمپانی)، شیخ محمد حسین نائینی، شیخ محمد جواد بلاغی صاحب تفسیر آلاالرحمن، حكیم بزرگ مرحوم سیدحسین بادكوبی. بیشترین تحصیل او در فقه و اصول نزد مرحوم كمپانی و مرحوم نائینی صورت می گیرد. او نزد این دو عالم علاوه بر چند كتاب فقهی، یك دوره كامل خارج اصول را میگذراند و پس از درس استاد، مباحث مطروحه را برای دیگر طلاب كه در بینشان اهل فضل كم نبود، تقریر می كند. مرحوم نائینی آخرین استادی است كه او از محضرش استفاده كرده است.

 

در بیست و پنج سالگی (1342 ق) نخستین كتابش بنام «نفحات الاعجاز فی رد حسن الایجاز» را در نجف اشرف منتشر می كند. این كتاب نقد و پاسخی است به كتاب «حسن الایجاز فی ابطال الاعجاز» یك آمریكایی موسوم به نصیرالدین ظافر. ابوالقاسم جوان در این كتاب از اعجاز قرآن كریم دفاع می كند. شش سال بعد، با انتشار جلد اول «اجود التقریرات» كه تقریر دروس مرحوم میرزای نائینی به قلم اوست، وی را به عنوان یك مجتهد جوان در حوزه نجف معرفی می كند. حدود سال 1352 ق. تدریس مرحله عالی خارج فقه و اصول را در مسجد خضرای نجف آغاز می كند و در این زمان جمعی از بزرگان علمای نجف مانند مرحوم نائینی، كمپانی، عراقی، بلاغی، میرزا آقاشیرازی و سید ابوالحسن اصفهانی به اجتهاد و فقاهت ایشان شهادت داده اند و در نزدیك شصت سال تدریس مداوم جمع  كثیری از افاضل علمای جهان اسلام در محضر او پرورش می یابند. تدریس دو دوره كامل خارج مكاسب (بر مبنای مكاسب شیخ اعظم انصاری «ره ») و چند كتاب فقهی دیگر و نیز دو دوره كامل كتاب صلوه را در طول  25 سال، انجام می دهد و از سال 1377 ه.ق تدریس فروع متن عروه الوثقی را آغاز می كند و طی نزدیك به سی سال توفیق می یابد یك دوره كامل فقه استدلالی را به ترتیب عروه الوثقی به پایان برد.

 

او در عمر پربار خود موفق می شود شش دوره كامل خارج اصول را تدریس كند و تدریس دوره هفتم به واسطه اشتغالات مرجعیت در مسئله  «ضد» رها می شود (ظاهراً قبل از 1400). انتشار جلد اول كتاب «البیان فی تفسیر القرآن» نشان داد كه ایشان در علوم قرآنی و تفسیر نیز مبتكری نوآور و صاحب نظری بصیر است. اما علی رغم تدریس طولانی ایشان در فقه و اصول، تدریس تفسیر را به دلایلی ادامه نمی دهد.

 

از آن مرحوم در چهار زمینه كتاب به یادگار مانده است: فقه و اصول و رجال و تفسیر، و انصافاً در هر چهار رشته آثار ماندنی عرضه كرده است. آرا علمی آیت ا... العظمی خویی در زمره مطرح ترین آرا دروس فقه و اصول حوزه های علمیه است. هیچ كرسی تدریس فقهی یا اصول نسبت به  آرا او نمی تواند بی اعتنا باشد، حال چه در تأیید مبنای او و چه در نقد دیدگاهش، مبالغه نیست اگر ادعا كنیم دیر زمانی است كه بسیاری از دروس فقه و اصول نجف و قم با طرح آرا علمی او رونق می گیرد.

 

در اكثر كتب فقهی یا اصول منتشرشده سی سال اخیر تأثیر علمی او مشهود است. موسوعه كبیر رجالی او مبسوط ترین و در زمره  قوی ترین مجموعه های رجالی شیعه است كه هر عالمی در تحقیقات رجالی خود به آن نیازمند است. تفسیر «البیان» او گرچه تنها یك جلد است و مختصر، اما به جوانب مختلف علوم قرآنی پرداخته است و از تفسیر تنها به سوره مباركه حمد اكتفا كرده است، اما به هر حال این تألیف یك نقطه عطف در تاریخ تألیف علوم قرآنی در جهان اسلام بویژه تشیع به شمار می رود.

 

مرحوم آیت الله خویی اگر چه در فقه و اصول تألیفات قلمی فراوانی ندارد، اما بیشترین تألیفات فقهی اصول در تقریر دروس فقه و اصول ایشان است. نظم و دقت اصولی، روانی و سادگی بیان و دوری از حشو و زوائد باعث شده است تقریرات دروس ایشان عملاً محور مطالعه جمع  كثیری از طلاب در مرحله خارج باشد. آثار مطبوع ایشان شامل آثار فقهی، اصولی، رجالی و تفسیری كه خود به رشته تحریر درآورده، میشود.

 

از مشهورترین شاگردان مرحوم آیت ا... العظمی خویی می توان از علمای ذیل یاد كرد:

 

آیت الله سید نصرالله مستنبط(داماد اول ایشان); سید محمد باقر صدر، سید علی سیستانی، سید محمد روحانی، شیخ حسین وحید خراسانی، شیخ جواد تبریزی، میرزا علی غروی تبریزی، شیخ مرتضی بروجردی، سید رضا موسوی خلخالی وشیخ محمد تقی مصدرالامور.سید علی خامنه ای ودیگر بزرگان.

 

آن مرحوم در تمام عمر ممحض در فقه و اصول و تدریس و تألیف بود و حفظ حوزه علمیه هزارساله نجف اشرف را وظیفه اصلی خود می دانست. در زمان زعامت ایشان بر حوزه فیضیه نجف اتفاقات بسیار مهمی در عراق و ایران و جهان رخ داد. آن مرحوم در بعضی قضایای مهم مانند كشتار فیضیه در سال 1342، تبعید مرحوم امام خمینی به تركیه و سپس به عراق به نفع نهضت اسلامی موضع گرفت. در تلگرافی در جریان جنگ شش روزه  اعراب و اسرائیل خواستار تحریم نفت و قطع رابطه با رژیم صهیونیستی شد و از مردم فلسطین حمایت كرد در جریانات اخیر عراق، ایشان متحمل تضییقات و مشقات فراوانی از سوی رژیم بعثی عراق شد.

 

مرحوم آیت ا... خویی (ره) عالمی بود كه سعی كرد فقه شیعه را فارغ از زمان و مقتضیاتش به شیوه سنتی استنباط كند و فقه فردی را كمال بخشد و در این راه منشأ خدمات فراوانی شد. علم اصول در منظر ایشان رفیع ترین جایگاهها را داشت و همین جایگاه ویژه علم اصول مهمترین خصیصه مكتب فقهی معاصر نجف (كه ایشان شاخصه آن است) به شمار می رود. هم زمان با ایشان شاهد دو مكتب فقهی دیگر در قم هستیم.

 

مكتب اول: روش مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) است كه مكتب فقهای نجف را استنباط افراطی در استفاده از علم اصول فقه می داند و می كوشد با توجه به چند عنصر تعیین كننده یعنی تاریخ فقه و سیر تطور هر مسئله در بستر زمان، و توجه به اقوال اهل سنت به عنوان قرائنی برای فهم روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام و توجه به اصول متلقات، با تمسك كمتر به اصول عملیه و صنایع دیگر اصولی خود را به گوهر شریعت نزدیك كند.

 

 

 خدمات اجتماعی

فقهای عالی‏قدر و مراجع بزرگوار، هرکدام با توجه به دامنه نفوذ و اقتدار احترام خویش، در جامعه به ایجاد آثار ماندگار خدمات مختلف اجتماعی همت گماشته‏اند. آیت اللّه‏ خویی نیز در سلسله نور و رحمت فقاهتْ فرد شاخص و چهره بسیار ممتازی است که ده‏ها اثر ماندگار و بنای خیر و جاودان از او به یادگار مانده است. احداث کتاب‏خانه، مدرسه، مسجد، بیمارستان، مؤسسه خیریه و دارالایتام در ایران و نقاط مختلف جهان، از جمله کشورهای عراق، لبنان، هندوستان و به ویژه انگلستان و آمریکا، از خدمات آن مرجع بزرگ جهان اسلام است.

مزاری در صحن مولا علی (ع)

 

 مزار مرجع بزرگ شیعیان جهان مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی در یکی از حجره های صحن شریف علوی در نجف اشرف قرار دارد. آن فقیه بزرگوار در نیمه ماه رجب سال 1317 هجری قمری در شهر خوی از شهر های آذربایجان متولد شد و پس از چند سال به همراه پدرش برای تحصیل علوم دینی به نجف مهاجرت کرد. از اساتید ایشان می توان از شیخ مهدی مازندرانی ، شیخ ضیاءالدین عراقی ، شیخ محمد حسین نائینی، شیخ محمد جواد بلاغی ، سید حسن بادکوبی و سید علی آقا قاضی نام برد و از شاگردان وی می توان به میرزا جواد آقاتبریزی ، حسین وحید خراسانی ، سید محمد حسین فضل اله ، علاءالدین بحرالعلوم ، امام موسی صدر،شهید سید محمد باقر صدر، دکتر احمد وائلی  و آیت الله العظمی سیستانی – مرجع بزرگ شیعیان – اشاره کرد .آن فقید سعید ، صاحب رای و اندیشه منحصر به فرد در علم رجال و اصول فقه بود و نگارش مجموعه بیست و چهار جلدی معجم رجال حدیث و تفضیل طبقات رواه او را به اشتهار رسانید. آن عالم برجسته در هفدهم مرداد 1371 هجری شمسی مصادف با هفتم صفر سال 1413 هجری قمری دار فانی را وداع گفت و حضرت آیت الله العظمی سید علی سیستانی بر وی نماز گزارد و درجوار مرقد جد بزرگوارش امیرالمومنین علی (ع ) در نجف اشرف به خاک سپرده شد


| سه شنبه دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:0 | | رحمان |
همان  طوریکه ،وقتی می خواهیم یک شخصی برای مثال حسن نام رابشناسیم ویابشناسانیم...درابتدامی گوییم حسن...اگرهویت آن ظاهرنشدمیگوییم حسن ازطایفه ی بنی هاشم که فلان ماجرای مشهورمنسوب به آنان است برای سریع ترشناختن آن ...بازاگرمشخص نشدبیان می کنیم...حسن پسرعلی بازاگرشناخته نشدمیگوییم،حسن  نوه ی محمد که فلان مقام وفلان شخصیت راداراست...

آری ما دراین جاازپدروجدوطایفه حسن وسرگذشت آنان صحبت به میان می آوریم ونسبت به آنان شناخت پیدامی کنیم برای این منظورکه می خواهیم حسن رابشناسیم ویااینکه بشناسانیم ومرادازاین همه شرح وتوصیف وقیل وقال شناخت حسن است وبس...

حال دربحث شناخت دین خداوندی که همان شناخت ومعرفت پیداکردن به حضرات چهارده معصوم صلی الله علیهم اجمعین است که صاحبان ومبینان  آن می باشند...ازآخرین آنهاکه امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف می باشدوحجت زمان ماست، شروع می کنیم ...همانگونه که شناخت حسن مستوجب شناخت خانواده وطایفه ی وی بود...ما درمسیرمعرفت پیداکردن به امام عصرص مجبوریم به اجدادطاهرش ومقام ومنزلتشان معرفت پیداکنیم ،سرگذشت انبیاءعظام الهی رامرورنماییم وبراحوالاتشان واقف  شویم ازآن جهت که امام زمان ص وارث ومیراث دارآن معصومین است...وشناخت آنان کلیدشناخت آن حضرت می باشد...

آری قرآن سرگذشت پیامبران گذشته وامتهای آنان رابیان میکندکه ماوشماومردم اعصارگوناگون بایاری آن حجت زمان خویش رابشناسیم وبروجودش معرفت پیداکنیم...

برای مثال وقتی قرآن می فرماید:حضرت موسی غیبتی کردوامت درغیاب آن حضرت به امتحان فتنه ی سامری دچارگشت وهارون وصی آن حضرت راخوارنمودندوازفرامینش سرباززدندوجملگی گوساله پرست گشتندمارابراین نکته رهنمون می سازدکه بعدپیامبر،امت اسلام نیز  به فتنه ی ابوبکروعمرامتحان گشتند(بنابراحادیث معصومین ص عمرسامری وابوبکرگوساله ی سامری این امت می باشدیعنی همانگونه که سامری مردم رابه پرستش گوساله دعوت می نمود،دراین امت نیزعمرامت رابه بیعت باابوبکرفراخواند)ووصی بلافصل رسول خدارانادیده گرفته،برگرددیگری یعنی ابوبکربن قحافه حلقه زدندازآن روست که امیرالمومنین درآن هنگام که به جبربه مسجدبرای بیعت کشانده می شددرکنارقبررسول خداچنین اظهارداشت:(یبن ام ان القوم استضعفونی وکادویقتلوننی )

این بیان همان گفتار هارون است به حضرت موسی ع آن هنگام که آن حضرت ازهارون وصی خودازاحوال بنی اسرائیل پرس وجومی نماید ...

آری بااین اوصاف که ذکرشدمسئله ی قائله ی سقیفه ودعوای خلافت حلاجی خواهدشدومشخص می گرددکه بعدرسول خداخلافت وامامت من جانب اللهی درچه خاندانی قرارگرفته واکنون جانشین ووصی این خاندان چه کسی است؟؟؟

بااین دیداگربه قرآن وسرگذشت های مذکوردرآن بنگریم،قرآن راازحالت قصه گوبودن خارج نموده ،خواهیم دیدکه چگونه واقعیت آن درهمه ی اعصارجاریست وچه سان هدایت گری آن  همه ی اعصارراشامل می گردد...هدایت گری به سوی امام هرزمان که اوست صاحب ومبین وحی وقرآن ناطق


| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 15:49 | | رحمان |

 یهوددرقلعه یی موضع گرفته،نامش خیبراست...دیریست سپاه مسلمانان عاجزمانده ازتصاحب آن...قلب مبارک پیامبرمحزون گشته فرشته ی وحی چنین پیام می آوردکه ای رسول خدا...چه نشسته ای بخوان  شمشیرخدارااسدالله الغالب علی بن ابی طالب را...نادعلی مظهرالعجایب،تجدعونالک فی النوائب...خبرمی آورند...یارسول الله علی چشم درددارد...بیماراست...رسول خدا:برادرم رانزدمن آورید...ازآب دهان مبارکشان بردیدگان امیرالمومنین می نهد...لسان الله برعین الله قرارمی گیرد...چشم دردازمیان می رود،دیدگان علی شفامیابدوحال...پرچمی که پیامبربرهرکه داد(ابوبکر،عمر...)بازپس آورده بودند،برشیرحق می سپارد...قلب هادرمیان سینه هابی تاب است...چشم حسودان ومنافقان(ابوبکروعمروعبدالرحمن..)درانتظارشکست وصی رسول خداست...ولی امیرالمومنین حمله می برد، خندقی عریض دور قلعه است ...گمان همه عجزعلیست...اما...مانندپرنده ازخندق برمی جهد...الله اکبر...حال دریست درمقابل که شصت مردجنگی مسئول بازوبسته کردن آن است...چه درباعظمتی،ولی...برباب الله که علی است هیچ دری بسته نمی ماند...باانگشت کوچک خودازقلاب درمیچسبد...قدرت الله بردرنیرویی واردمی کند،چنان نیرویی که قلعه وساکنین کافرش برخودمیلرزند..آری درعظیم خیبربالای سرعلی چون کودکی رام گرفته...امیرالمومنین به درون خندق می رود...چه درحال وقوع است..دررابالای سرش قرارداده برای سپاه اسلام پلی میسازد..واعجبا...همگان میبینندپای علی برزمین نچسبیده...لشگریان یک به یک با سلاح وابزارشان ازپلی که به دست علیست عبورمی کنند.. قلعه عظیم یهودیان معاندپیامبرخداص فتح می شودوپرچم سفیدسعادت اسلام برفرازآن نصب می گردد...باوجودذی جودامیرالمومنین امام علی بن ابی طالب ص است فاتح خیبر....   


| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 14:44 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 14:28 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 14:23 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 14:0 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 12:13 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 12:3 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:57 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:43 | | رحمان |

| شنبه نهم خرداد ۱۳۸۸ | | 11:35 | | رحمان |

| پنجشنبه هفتم خرداد ۱۳۸۸ | | 17:47 | | رحمان |
صفین وفرات شاهدهمیشگی این بلوای تاریخ....دعوای باطل باحقیقت عدالت ایزدی....ستیزدوساله ی بدی  باعصاره ی هرچه خوبی....

کمی درنگ کنید...شیحه ی وحشت اسبان به گوش می رسد....دوسپاه روبه روی یکدیگرصف کشیده اند....بنگرید...غبارلشگریست نودهزارنفره....ازکوفه آمده اند....به امرامیری به نام حقیقت به نام علی امیرالمومنین صلی الله علیه وآله...رهروصراطی هستندکه راه خداست همان صراط مستقیم نمازهاشان...صراط مستقیم خداراه علی امیرالمومنین ص ...به امرکدام علی ص به جهادطالب گشته اند...به امر کدام علی لشگرکشی کرده اند...همان که عصمت اوآیه آیه ی قرآن راتاویل میکندهمان که امامت اوهل اتی رامعنامیبخشدوسندامامتش راقراآن به (انماولیکم الله ورسوله واولوالامرمنکم )فریادمی زند...آن که وصی محمد صلی الله علیه وآله  است به امرخدا...

آری حجت  من جانب الله امام معصوم حکم قتال داده است...کدام امام معصوم!!؟؟

همان که اگرثروت دنیارافرش راهش کنند حاضرنمی شود ارزنی ازدهان مورچه ای بازپس گیرد...آیااین علی هوای ریاست وقدرت دارد؟؟؟...آن که درغم بیوه زنان بی معیشت  شب راسحرنمی کندوکوله باریتیم نوازیش همیشه بردوش است آیا این علی برای هیچ نودهزارخانواده رابه استقبال مرگ فرامی خواند...؟؟؟کدام عقل سلیم بلی می گوید...

آری علی آمده است به ا جبارستم به جبرطاغوت زمان معاویة بن ابی سفیان... علی هواخواه جنگ نیست...بغض ظلم وکشتارمعاویه است که فریادجهادعلی راعیا ن کرده...آری امت به امرمعاویه کشته می شودوعلی داغدارکشته هاست ..بنابه قول انا وعلی ابواهذه الامة این پدرچه می کردباقاتل فرزندانش ...آیاراه صواب چیزی به غیرفعل معصوم است؟؟؟آیاتوموربدخیم منیت وعنادمعاویه درمانی به جزتیغ علی داشت؟؟؟

قدم جلونهاده چنین می گوید:ای معاویة بیاتابامعیارعدالت و حقیقت قائله راپایان بخشیم..جواب معاویة  برمعیار حب ریاست است وحکومت  وجواب یعنی نه؟؟؟!!....دوباره علی این امام صلح لسان عدالت گشاده چنین می گوید:ای معاویه اگرراضی به بحث وگفتگونیستی وراسخی درنیت خودیعنی جنگ...این جنگ٬ جنگ توبامن است ٬نه دعوای امت ...پس بیا مادونفرتنهارزم کنیم وپیروزماپیروزجنگ گرددوخون هزاران کس دیگررابرزمین نریزیم...ولی بازهم جواب طاغوت قتل است وخونخواری...این است پدرکه امنیت وسلامت می خواهدبرای فرزندان وآن است طاغوت که تشنه ی خون امت است...

جنگ شروع میشود علی حکم حمله می دهدوخوددرخط مقدم ٬اولین نفربه دهان اژدهای مرگ می شتابد٬پیش مرگ امت است ...فریادمی زندشمشیربرکشیددرحالی که خودزخم هزارشمشیردرتن دارد....ولی آن طرف معاویه درخیمه خودآرمیده غرق عیش وخودپرستی  است ولشگر به امراودرجنگ...  خوددرساحل نجات است وسپاه غرق امواج دریای نبردوقتال...آری امت قربانی معاویه است وفدای حکومت ...

این است تفاوت خلافت وامامت باحکومت....امام همیشه مانع خونریزیست وقتال وطالب صلح است وسلام ...امت رابه خاطرخودامت می خواهد٬نه برای خودوبقای خود ودرهنگام خطر فدایی امت است...ولی حکومت همیشه جانبدارکشتاروغارت است ... شیپورجنگ رانخست حکومت به صدادرمی آورد٬مردم رابه تیغ میسپاردکه خوداستواربرجابماندواگرمنادی طرفداری ازمردم است ازآن روست که امت رابرای خودمی خواهدوامیال واهداف خودنه به خاطردلسوزی برمردم....


| چهارشنبه ششم خرداد ۱۳۸۸ | | 17:15 | | رحمان |

 


 

آيت اللّه سيستاني در روز 9 ربيع الاول سال 1349 هـ ق در شهر مقدس مشهد درجوارامن امام رئوف حضرت شمس الشموس علی بن موسی الرضاصلی الله علیه وآله متولد شدند و پدرشان به ميمنت نام جدش، ايشان را علي نام نهاد.
نام پدر گراميشان مرحوم سيد محمد باقر و نام جد ايشان که از بزرگان علم و زهد بوده سيد علي مي باشد که زندگينامه ايشان را مرحوم شيخ آقا بزرگ طهراني در طبقات أعلام الشيعه (قسمت چهارم ص 1432) ذکر نموده است که گفته شده ايشان در نجف از شاگردان مولي علي نهاوندي و در سامراء از شاگردان مجدد شيرازي سپس از شاگردان خاص مرحوم سيد اسماعيل صدر گرديد و در حدود سال 1308 هـ به شهر مقدس مشهد بازگرديد و در آنجا مستقر گشت. از مهم ترين شاگردان وي فقيه بزرگوار شيخ محمد رضا آل ياسين مي باشد.
خاندان ايشان که از سادات حسيني مي باشند در عهد صفوي در اصفهان مي زيستند.  از سوي سلطان حسين صفوي جد اعلاي ايشان سيد محمد به منصب شيخ الاسلامي در سيستان منصوب می شود و ايشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آن مکان سکني می گزينند.
از نواده هاي ايشان سيد علي جد معظم له نخستين شخصي بود که به شهر مقدس مشهد مهاجرت کرد و در مدرسه مرحوم ملا محمد باقر سبزواري مستقر شد و از آنجا براي تکميل درس خود به نجف اشرف مهاجرت نموده است.

تحصيلات ابتدايي

معظم له در پنج سالگي به تعليم قرآن کريم پرداختند. سپس وارد مدرسه دار التعليم ديني به منظور آموختن، خواندن و نوشتن و غيره شدند که در اين مدت خوشنويسي را از استاد فن ميرزا علي آقا ظالم آموختند.
در سال 1360 هـ به امر پدر بزرگوارشان شروع به آموختن مقدمات علوم حوزوي کردند که مجموعه اي از دروس ادبي همچون شرح الفيه ابن مالک، مغني ابن هشام و مطول تفتازاني و مقامات حريري و شرح النظام را نزد مرحوم اديب نيشابوري و بعضي ديگر از اساتيد فن پرداختند. شرح لمعه و قوانين را نزد مرحوم سيد احمد يزدي معروف به نهنگ خواندند و قسمتي از دروس سطوح مثل مکاسب و رسائل و کفايه را نزد عالم جليل شيخ هاشم قزويني گذراندند. تعدادي از کتب فلسفي همچون شرح منظومه سبزواري و شرح الاشراق و اسفار را نزد مرحوم آيسي خواندند و شوارق الالهام را نزد مرحوم شيخ مجتبي قزويني آموختند و از محضر علامه محقق ميرزا مهدي اصفهاني رضوان الله تعالی علیه متوفي 1365 هـ بهره هاي فراوان یافتند.ایشان همچنين از محضر ميرزا مهدي آشتياني و ميرزا هاشم قزويني بهره مندگشتند.

تحصيلات عالي

پس از فراگيري علوم ابتدائي مقدمات و سطح، نزد برخي از اساتيد و مدرسان به فراگيري علوم عقليه و معارف الهيه پرداختند. سپس در سال 1368 ق به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و از محضر مرجع بزرگ آيت الله بروجردي رحمةالله در فقه و اصول بهره هاي فراوان برده و از دانش و معرفت فقهي ايشان بويژه در علم رجال و حديث مستفیض گشتند.

ايشان همچنين در دروس فقيه و عالم فاضل سيد حجت کوه کمري رحمة الله علیه و تعدادي از علماي معروف آن دوره شرکت نمودند.
در سال 1371 هـ معظم له از قم به نجف اشرف مهاجرت نمودند، که در روز اربعين حسينی وارد کربلا شدند. سپس به نجف الاشرف سفر نموده و به مدرسه بخارائي وارد شده و مستقر گرديدند. در اين دوره در محضر اساتيد بزرگي همچون آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي رحمة الله علیهم دردرس فقه و اصول به مدت طولاني حاضر گرديدند و همچنين در اين مدت در دروس بزرگاني همچون آيت الله حکيم و آيت الله شاهرودي  نیزحاضر گرديدند.
در سال 1380 هـ معظم له تصميم به رجوع به موطن خود یعنی مشهدالرضا گرفتند و چون تصور مي نمودند که در آنجا مستقر خواهند شد،
اساتيدشان آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي قدس سرهما شهادت رسيدن به درجه اجتهاد را براي ايشان مکتوب نمودند. همچنين محدث بزرگ آقا بزرگ طهراني شهادت ديگري در تبحر ايشان به علم رجال و حديث مکتوب نمود.معظم له در سال 1381 هـ بار ديگر به نجف بازگشتند و با ورودشان شروع به درس خارج در فقه در باب مکاسب شيخ انصاري و متعاقب آن شرح عروه در باب طهارت و بيشتر کتاب صلاة را تدريس نمودند. در سال 1418 هـ بعد از آنکه کتاب صوم را به پايان رسانده بودند، شروع به شرح کتاب اعتکاف نمودند. همچنين در اين مدت در موضوعات مختلفي همچون کتاب قضاء و ابحاث ربا و قاعده الالزام و قاعده تقيه بحثهاي فقهي داشته اند. در اين بین بحثهايي نیزدر علم رجال که شامل حجيت مراسيل ابن ابي عمير و شرح مشيخة التهذيبين و غيره می باشد،داشته اند.
معظم له بحثهايشان راپیرامون علم اصول در شعبان 1384 هـ شروع نموده و دوره سوم تدريس را در شعبان 1411 هـ به پايان رساندند. آخرين تدريس ايشان به تاريخ شعبان 1423 هـ برمی گردد،که کتاب زکات از شرح عروة الوثقي بوده است.
در حال حاضر به خاطر شرايط نگران کننده وعراق و حضور اشغال گران تدريس ايشان به صورت رسمي تعطيل است.

سوابق تدريس

نـزديـک بـه 34 سال پيش، آيت اللّه سيستاني شروع به تدريس بحث خارج فقه و اصول و رجال کردند.  بحثهايي پيرامون مکاسب، طهارت، نماز، قضا، خمس و برخي از قواعد فقهي مانند تقيه و الزام رانیز به انجام رسانیدند.

ايشان تـدريـس اصول را در سه دوره تمام کردند. عـده اي از فـضـلا مـعروف که بعضي از ايشان مدرس بحث خارج مي باشند، مانند شيخ مـهـدي مـرواريـد، سيد مرتضي مهري، سيد حبيب حسينان، سيد مرتضي اصفهاني، سيد احمد مددي شاهرودي، شيخ باقر ايرواني و تعدادي از اساتيد حوزه هاي علميه، بحث ايشان را به مراجعه و بررسي گذاشته اند.

 آيت اللّه سيستاني همزمان با تدريس و بحث مشغول تاليف و نگاشتن کتابهاي مهم و چند رساله دیگر شدند. هـمـچنين آيت اللّه سيستاني کليه تقريرات بحثهاي اساتيد خود را به رشته تاليف درآورده اند. قابل ذکر است که معظم له در عيادتي که از استادشان مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم خوئي رحمة الله علیه در 29 ربيع الثاني 1409 ق داشته اند استادشان از ايشان خواستند که به جاي ايشان در مسجد خضراء امامت نماز جماعت را به عهده بگيرند که ايشان در بدو امر اين موضوع را قبول ننمودند. ليکن آن مرحوم اصرار زيادي نموده و فرموده بودندکه:(اگر مي توانستم همچنانکه مرحوم حاج آقا حسين قمي حکم مي کرد شما را مجبور به قبول مي نمودم). اما معظم له چند روز مهلت خواستند و پس از آن در 5 جمادي الاول 1409 ق امامت نماز را تقبل نموده و اين کار تا آخرين جمعه ماه ذي الحجه سال 1414 ق که مسجد خضراء بسته شدادامه داشت.

تأليفات

شرح العروةالوثقي
البحوث الاصوليه
کتاب القضاء
کتاب البيع و الخيارات
رسالة في اللباس المشکوک فيه
رسالة في قاعده اليد
رسالة في صلاة المسافر
رسالة في قاعده التجاوز و الفراغ
رسالة في القبلة
رسالة في التقية
رسالة في قاعده الا لزام
رسالة في الاجتهاد و التقليد
رسالة في قاعدة الاضرر و لاضرار
رسالة في الربا
رسالة في حجية مراسيل ابن ابي عمير
نقد رسالة تصحيح الاسانيد للاردبيلي
شرح مشيخه التهذيبين
رسالة في مسالک القدما في حجية الاخبار
رسالة في قاعدة القرعة
رسالة في صيانه الکتاب الغريز عن التحريف
رسالة في تاريخ تدوين الحديث في الاسلام
رسالة في تحقيق نسبة‌کتاب العلل الي الفضل بن شاذان
الفوائد الغروية
الفوائد الفقهية
شرح مشيخة الفقهية
رسالة في حکم ما اذا اختلف المجتهدان المتساويان في الفتوي
تعليقة علي العروة الوثقي
رسالة في اختلاف الافاق في رؤية‌الهلال

ویژگی های اخلاقی معظم له

 هر كس كه از نزديك با حضرت آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) معاشرت و رفت و آمد كند، بزودى به شخصيت ممتاز و روحيه ی ايده آل ایشان پى خواهد برد. ايـن شخصيت و روحيه ای را كه آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) دارا هستند،ایشان را به يك الگوى برجسته و عالم ربانى مبدل كرده است . بـارى بـه بـعـضـى از فـضـايـل و مـكارم اخلاقى آن بزرگواركه نزدیکان ایشان ذکرنموده اند مى پردازيم:

الـف ـ انـصاف و احترام به راى ديگران : چون ايشان دوستدارعلم هستندو ارادت خاصى نسبت به معرفت و رسيدن به حقايق معالم دین دارند. همواره به راى ديگران احترام مى گذارند, هميشه كتاب به دست هستند و هرگز خواندن، تتبع،بحث و آگاه شدن از آراى ديگر علما را فراموش نكردند،بااینکه خودفقیه جامع الشرایط بوده وصاحب نظرمی باشند. لـذا گـاهى اوقات،ايشان بحثهاى برخى از علماراكه شايد هم به آن صورت معروف نباشند, مورد مطالعه و بررسى قرار مى دهد. و ايـن خـودش نـشانگر اين است كه حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) توجه خاص و احترام فوق العاده اى نسبت به راى ديگران دارند.

ب ـ ادب و نـزاكـت در مـحاوره ها: همينطور كه همه مى دانند، جلسات بحث و محاوره كه بين طـلـبـه هـا يا ميان يك طلبه و استادش بخصوص در حوزه علميه نجف اشرف انجام مى گيردبسيار خشن و تند مى باشد. البته در بعضى مواقع اين نوع روش براى طلبه ها مفيد است ولى در عين حال،هميشه خشونت و تندى روش صحيحى براى بحث و گفتگو نيست و هرگزافرادرا به هدف علمى مطلوب نمى رساند و به غير از تلف كردن وقت و دور ساختن طلبه ها از روح مذاكره چيز ديگرى دربرندارد. از جـهـت ديـگـر هـمـيشه درسها و بحثهايى كه حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) با شـاگـردانشان بر پا مى كنند بر اساس ادب و احترام دوجانبه ميان شاگرد و استاد بوده و هست،گرچه حتى بسيارى از موضوعات يا بحثهايى كه جلوى ايشان مطرح مى شودضعيف و بى پايه اند،ولی حوصله ی ایشان درمواجه بااین مواردستودنی است.

يـكـى ديگر از خصوصيات حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) اين است كه سعى دارند جوابى را كه به شاگردانشان مى دهند تكرار كنند تا آنها مساله مطرح شده را درك كنندوجای سوالی درذهنشان باقی نماند، امـااگـر سـئوال كننده روى نظر خود اصرار كند،حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) سكوت را ترجيح مى دهند.

ج ـ تـربيت : تدريس يك وسيله اى براى كسب پول در مقابل يا يك وظيفه رسمى كه استاد را وادار به انجام آن كند نيست . بلكه سعى يك استاد خوب و مهربان و دلسوزبايد بر اين باشد كه شاگردانش را به وجه احسن تربیت نمایدو آنان را به مقام علمى والا و پيشرفت دائم سوق دهد. لذا محبت لازمه اين كار مى باشد. گذشته از اينكه همواره و در همه جا آدم بى خيال و وظيفه نشناس موجود است، ولى در كنار آن اساتيدى هستند مخلص، دلسوز، رئوف و فهميده كه هدف اصلى ايشان اداى رسالت تعليم و تعلم به نحو احسن است . شايان ذكر است كه آيت اللّه حكيم (قدس سره ) و آيت اللّه خوئى (قدس سره ) هميشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد و آنـچـه كه از آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) ديده و مشاهده شده همان اخلاق وسیرهی اساتیدبزرگوارشان بوده است. 

ایشان همواره از شاگردانشان تقاضا مى كنند كه بعد از پايان درس از ايشان سئوال كنندومواردی که هضم آن دشواربوده رابیان نمایند.ازدیگرتوصیه های همیشگی آن جناب به فراگیران علم این است كه به اساتيد و علماء اعلام احترام بگذارند و هنگام سئوال يا بحث هر موضوع با آنان نهايت ادب را رعايت كنند. ایشان مدام از اساتيدفقیدخودو روحيه عالى ايشان، اخبار و ماجراهای فراوانى نقل می فرمایند.

درزیرروش های تدریس و بحث ایشان رابه طور اجمال بیان می نمائیم  .  متن زیر بیان مختصری از روشهای تربیتی ایشان درفراگیری علوم الهیه است.

 ۱-  بیان تاریخ بحث و تقسیم بندی آنها بر مبنای مسائل عقیدتی  و یا سیاسی.  ایشان نظر دارند که اطلاعات مورد نیاز در مورد تاریخ بحث، ما را به حقیقت و افکار و آرا درست می رساند. 

 

 2- پيوند ميان فكر حوزوى و فرهنگهاى معاصر.  کتاب الکفایه که عقيده خود درباره معانى الفاظ را بر اساس نظريه ی معاصر, كه بنام ((نظريه تكثر ادراكى )) در فعاليت ذهن بشرى و خلاقيت آن است منسوب به ایشان می باشد. 

 

 3- ایشان اهتمام به اصولی که با فقه ارتباط دارد می دهد.  دروس حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله )  مبنا بر کوشش و بذل فراوان برای به دست آوردن مبنای علمی محکم و استوار در بحثهای اصولی در رابطه با روشهای استنباط  می باشد.

 

4- دروس حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) از نوع آوری بالای بر خورداراست که این امر تفقه ستودنی ایشان را دردین وهمچنین درک بالای ایشان رااز مسائل جاری جهان بیان می دارد.

۵-  حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) دیدگاه اجتماعی متفاوتی دارد و ترجمه تحت اللفظی متون را کافی نمی داند و به معانی وسیع متن و فراتر از آن می پردازد.  

 

۶- حضرت  آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) بر اين عقيده هستند كـه يك فقيه بايد از زبان و دستور عرب اطلاع كامل داشته باشد و با نثر، اشعار و مجازهاى عربى آشنا باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع، نه ذات درك و طبقه بندى كند. و نـيـز بـايد بر احاديث اهل بيت عصمت (صلوات الله علیهم اجمعین) و راويان آن، احاطه كامل داشته باشد زيرا معرفت علم رجال براى هر مجتهد واجب و ضرورى است.  ايشان بر اين عقيده اند كه براى تعيين شخصيت راوى و تاييد كردن او تا اينكه بتوان يك حديث راحـديـث مسند يا مرسل ناميد، بايد به روش طبقات اعتماد كرد

 ۷- آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) بحثها را از یک مکتب یا عقیده بررسی و مطالعه نمی کند.  ایشان آرای علمای معروف مشهد چون میرزا مهدی اصفهانی (قدس سره ) و ارای علمای معروف قم چون آرای آیت الله بروجردی (قدس سره ) و نیز آرای علمای نجف اشرف چون آراى آيت اللّه خوئى (قدس سـره ) و شيخ حسين حلى (قدس سره ) را همه با هم مطرح می کند.  در حقيقت ،اين نوع روش ،,زوايا و گوشه هاى بحث را به نحو احسن به شاگردان نشان مى دهد.

 درادامه به چندروش فقهی ایشان اشاره می کنیم:

 

۱- مـقـايـسـه ميان فقه شيعه و فقه ديگر مذاهب اسلامى،زيرابدون ترديد،آگاه شدن از تفكر فـقهى اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن، مثل ((موطا مالك )) و ((خراج ابويوسف )) و امثال آنـهـاايـن امكان را به ما مى دهد تا از مقاصد ائمه معصومین (صلی الله علیهم اجمعین) و نظر ايشان هنگام گفتن اين حديث يا آن سخن مطلع شويم.

 

2 ـ بكارگيرى علم حقوق معاصر در بعضى از موارد فقهى، مانند مطالعه قانون دولت عراق، مصر و فرانسه  هنگام بررسى ((كتاب بيع و خيارات ))، چرا كه شناختن اساليب قانونى معاصر باعث مسلح شدن به سلاح بین اللملی است برای احیا حقوقی که ازمسلمین پامال می گردد.

 

3 ـ  حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) سعى بر اين دارد كه به بعضى از قواعد فقهى تنوع بخشد. مثلا درباره قاعده ((الزام )), كه بعضى از فقها آن را به عنوان قاعده ((مصلحت )) مى شناسند كه بر اسـاس آن مـسلمانهاحق دارند براى بدست آوردن منافع شخصى خود, گاهى از قوانين مذاهب ديـگـر اسلامى ولو اينكه اين قوانين با مذهب اصلى خود آنها سازگار نيست , تبعيت مى كننددر صـورتـى كـه حضرت آيت اللّه العظمى سيستانى (دام ظله ) اين وضع را قبول ندارند و احترام هر مذهب و قوانين آن مذهب و مذاهب ديگر راواجبتر و مقدمتر مى دانندهمانند قاعده ((لكل قوم نكاح )) يعنى (هر ملت , نكاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).

 

 

دپارسائى و تقوا: بعضى از علماى نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور مى كنند، اما عده اى آن را گريز و فرار از واقعيت و يا هراس و ضعف در بيان مى دانند. ولى اگر به اين مساله از زاويه ديگرى بنگريم خواهيم ديد كه این موضوع در واقع  يك امر مثبت تلقی می گردد، بلكه در خيلى از شرایط مهم و ضرورى است . حـال اگر همان علما احساس كنند كه امت اسلامى يا حوزه به علت رويداد مهيج و يا ابهامى در بـعضى از مفاهيم اسلامى در معرض خطر قرار گرفته است، بدون ترديددر صحنه خواهند بود،چرا كه آنان خوب مى دانند كه هر عالم بايد در مواقف سخت و حساس علم خود را اظهار نماید.

نـكته مهمى كه نبايد اينجا از ياد برد اين است كه هميشه آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) در مواقع فـتـنـه و آشـوب سكوت را رعايت مى كرده اندهمانطورى كه بعد از درگذشت  زعیم بزرگوارعالم تشیع آيت اللّه بروجردى (قـدس سـره ) و آيـت اللّه حـكـيـم (قدس سره ) و بروز تعصبات شخصى و رقابت براى رسيدن به مـنـصـب و كرسى حضرت آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) همان سياست ثابت خود را دنبال كرده و هيچگاه هدف خود را رسيدن به لذتهاى دنيوى ، سلطه جوئى ،يا مقام قرار ندادند.

هــ ـ آثـار فـكـرى : حـضـرت آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) تنها يك فقيه نيستند, بلكه ايشان يك شخصيت متبحر، دانا و داراى يك بينش بالنده در حوزه اقتصادى و سياسى هستند. ایشن نـظرات ارزشمندى درباره اداره و جامعه شناسى دارند و همواره از اوضاع معاصر كه بر جامعه اسلامى حاكم است مطلع و آگاه بوده اند.

6 ـ مرجعيت ایشان: بـعضى از اساتيد حوزه علميه نجف اشرف نقل كرده اند كه عده اى از فضلا و علما از آيت اللّه خوئى (قـدس سـره ) بـعـد از فوت آيت اللّه سيد نصراللّه مستنبط خواستند كه شرايطى را براى انتخاب جانشينى كه داراى صلاحيت مرجعيت در حوزه علميه نجف اشرف باشد، فراهم كنند. ایشان آيـت اللّه سـيـستانى (دام ظله ) رابراى علمشان , پاكى نفسشان و نيز خط مشى استوارشان انتخاب كردند. ابـتـدا نماز را در محراب آيت اللّه خوئى (قدس سره ) بر پا كردند،سپس شروع به بحث و نگاشتن تعليقات بر رساله آيت اللّه خوئى (قدس سره ) و مسلك ايشان پرداختند. بـعـد از رحـلـت آيـت اللّه خـوئى (قـدس سـره )حـضـرت آيـت اللّه سيستانى (دام ظله ) يكى از تشييع كنندگان جنازه آن مرحوم بودند و نماز ميت را برایشان برآیت الله خویی ره گذاردند. پـس از آن زمـام مرجعيت حوزه علميه را بدست گرفته و شروع به فرستادن اجازات،تقسيم و پخش حقوق و تدريس از روى منبر آيت اللّه خوئى (قدس سره ) در مسجد (خضرا) نمودند. و به اين صورت , آيت اللّه سيستانى (دام ظله ) شهرت زيادى در عراق , كشورهاى خليج فارس، هند، آفريقا و... مخصوصا در ميان قشر جوانان پيدا كردند.

حضرت آيت اللّه سيستانىيكى از علماى سرشناس و برجسته اند كه درعالم تشیع جعفری مشهور به اعلميت هـسـتـنـد و جـمـع كثيرى از اهل علم و اساتيد حوزه علميه قم و نجف اشرف بر اعلميت ايشان گواهى داده اند. ایشان محبوب قلوب شیعیان جهان بوده و به نحواحسن وظیفه ی پاسداری وحفاظت ازحریم دین ونفوس مومنین راکه ازاعم وظایف مجتهدین درزمان غیبت کبری تلقی می گرددراانجام داده اند،همانگونه که دراوضاع چندساله ی اخیرکشورعراق ماشاهددرخشش این مطلب هستیم.

 درآخراز خداوند متعال مسئلت داريم كه مسلمين را از سايه مبارك ايشان محروم نسازدوتائیداتشان راازناحیه مقدسه ی حضرت صاحب الزمان امام عصرمحمدبن الحسن المهدی عج الله تعالی فرجه الشریف روزافزون بگرداند.

آیت الله سیستانی حفظه الله تعالی علیه درکناراستادفقیدخودحضرت آیت الله خویی رحمة الله علیه

عکس دوران نوجوانی حضرت آیت الله سیدعلی سیستانی دام عزه

چه زیباست گل لبخندبرلبان توای .....

آیت الله سیستانی توانسته اندبادرایت وتفقه بالای خودتاحدودزیادی ازکشتارشیعیان وحتی اهل تسنن عراق جلوگیری نموده وبه خاطرفعالیت های اصلاح طلبانه شان درسالهای اخیرنامزددریافت جایزه ی جهانی صلح نوبل گردیده اند....

 


| چهارشنبه ششم خرداد ۱۳۸۸ | | 15:7 | | رحمان |

| شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | | 12:13 | | رحمان |

| شنبه دوم خرداد ۱۳۸۸ | | 12:9 | | رحمان |
درباره وب


غرض ازاین نوشته هابازگوکردن دردودلهایی است که شایدغفلت زمان مانع ازاین شودکه مابرای یک بارهم که شده این مطالب راباخودنجواکنیم.بنده نه عالم وارسته ی دینم ونه شاعرونویسنده که باکلمات بازی کنم.من هم مثل هزاران انسان به دنبال جوابهای زندگانیم هستم.به همین دلیل بامعیارفطرت وعقل بدون هیچ تعصبی به دنبال بهترینم برای بهترزیستن....ازشماعزیزی که این مطالب را میخوانیدمیخواهم که بامن دراین هجرت همسفرباشند.امیدبهترینهارابرای تمام هستی دارم.
سایر امکانات